theme wordpress
هنری

امپراطوری هالیوود،قسمت دوم

«بسم الله الرحمن الرحیم»

خز فروش

زوکر کارش را از جاهای کوچک شروع کرد و کم کم بعد از کار کردن و کار آموزی در جاهای مختلف، به عنوان کارآموز در یک خزفروشی استخدام شد. بعد از ۲ سال خزفروشی را رها کرد تا کارگر پیمانی شود و قطعات خز را خودش به هم بدوزد و بفروشد.حال،زوکر جوانی ۱۹ ساله و طراحی ماهر شده بود و اولین حساب بانکی اش را نیز همان زمان افتتاح کرد.

سختی هایش تقریبا تمام شده بود. خودش می گفت: «نسبتا موفق بودم، کار می کردم و کمی هم پول داشتم.»اما حس کنجکاوی اش اجازه نمی داد در برابر اتفاقات پیرامونش، واکنشی نشان ندهد!

شراکت

نمایشگاه جهانی سال ۱۸۹۲ م. شیکاگو که در بزرگداشت سالگرد کشف آمریکا برگزار می شد، او را به غرب میانه کشاند.آن جا دوستش را دید که در خزفروشی با هم همکار بودند.دوستش به او گفت که در شیکاگو فرصت های بهتری برای محصولات تازه ی خز مثل شال گردن و کلاه نسبت به نیویورک وجود دارد. زوکر هم که چندان علاقه ای به نیویورک پیدا نکرده بود ، در شیکاگو ماند و با دوستش شریک شد. سفارش هایی که دوستش می گرفت را تامین می کرد و در اولین فصل کار هر کدامشان ۱۰۰۰ دلار درآمد خالص داشتند!

فصل بعد شرکتشان ۲۵ کارمند داشت و یک شعبه هم در ۱۲۵ مایلی جنوب غرب شیکاگو!آن سال در آمد خالص هر کدامشان ۸۰۰۰ دلار بود.شریک زوکر که او هم مهاجر مجاری بود، تصمیم گرفت برای دیداری به مجارستان برود ولی در مجارستان او را برای خدمت اجباری به ارتش بردند!و حال زوکر منزوی بود که باید سفارش ها را هم می گرفت!سال ۱۸۹۶ که شریکش برگشت،تصمیم گرفتند کار را تمام کنند. هر کدام یک شعبه را گرفتند. تقریبا بلافاصله زوکر همه ی پولش را صرف تولید نوعی شنل خز کرد که مد روز بود. ولی این بار غریزه اش اشتباه کرده بود. شنل فاجعه به بار آورد!!!

ازدواج زوکر

موریس کان(Morris Kahn)، شریک و پدر زنش ، او را از ورشکستگی نجات داد. او تاجر خز اهل شیکاگو بود که شیفته اش شده بود.کان هم درست مثل زوکر مهاجر مجاری بود. کسب و کار خز را از پایین به بالا یاد گرفته بود.کان به زوکر پیشنهاد شراکت داد. با هم شریک شدند و باز هم افتتاح شعبه ای دیگر و موفقیت های اقتصادی و ثروت بادآورده ای دیگر. شاید بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار دلار که برای زوکر شاید تکراری ولی شیرین بود!

شیفته چالش

ظاهر و سبک زندگی زوکر مثل جوان های ثروتمند شهری بود. درآمدش هم در همان سطح بود. آپارتمانی خوب داشت و کت شلوار های سفارشی می پوشید . می توانست در ادامه هم در کسب و کار خز موفق باشد.ولی قانع نمی شد!شاید خسته شده بود. شاید هم حس می کرد پیشرفت اجتماعی مناسبی ندارد.به هر حال گویی چیزی وجود داشت که ناراضی اش می کرد.«گلدستاین» پسرعمه ی زوکر،تازه از نمایشگاه پان برگشته بود و در آن جا با کسی آشنا شده بود که سالن دار بود.سالنی مخصوص نمایش اختراعات شگفت انگیز توماس ادیسون.او نماینده ی فروش محصولات ادیسون هم بود و تصمیم گرفته بود سالن دیگری هم بزند . به گلدستاین پیشنهاد کرد که ۳هزار دلار بدهد و با او شریک شود. او چنین پولی نداشت اما پسردایی اش- زوکر – داشت!

شهر فرنگ

زوکر -که چنین کاری از او بعید بود! پول را به گلدستان داد. علاوه بر این، کان را هم متقاعد کرد که آن ها هم سالنی برای خودشان راه بیندازند. سرانجام در محله ی جرم خیز نیویورک، مرکز تالار رقص و سالن ها که مردم آن دنبال هیجانات ارزان قیمت بودند ، دو شریک ، رستورانی متروک را اجاره کردند. صندلی ها را برداشتند و بیش از ۱۰۰ دستگاه شهر فرنگ در آن جا نصب کردند.«جس لسکی» سالن را اینطور به یاد می آورد :«پر از طالع بین های خودکار،ماشین های زورآزمایی و دستگاه های جالب دیگر.اما مطمئن ترین درآمد، درآمد جعبه های شهر فرنگ بود که داستان های ۳۰ ثانیه ای نمایش می دادند.»

زوکر اهل ریسک نبود و نمی خواست که سالن که اسم آن را «اتوماتیک وودویل» گذاشته بودند ، تمام وقتش را پر کند . قرار بود کان مدیرش باشد ولی نتوانسته بود  مقاومت کند!آنها جایشان را با هم عوض کردند!اما باز هم فایده ای نداشت!خیلی زود علاقه شان به کسب و کار خز را از دست دادند و شرکت خز آن ها شد کار فرعی شان!موفقیت سالن حتی صاحبانش را هم شگفت زده کرد!روزانه بین ۵۰۰تا ۷۰۰ دلار و سال اول بیشتر از ۱۰۰ هزار دلار!!پس تعجبی نداشت که در آخر سال شرکت خز را منحل کردند و سه سالن دیگر را در مناطق مختلف افتتاح کردند!!

منتظر قسمت های بعد باشید…

منبع: کتاب امپراطوری هالیوود اثر نیل گابلر

برچسب ها
نمایش بیشتر

امین مواساتی

دانشجوی حوزه ی هنری انقلاب اسلامی دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف مهارت در مدل سازی سه بعدی و کاراکتر سازی سه بعدی و دوبعدی،انیمیشن سازی سه بعدی و دو بعدی،طراحی دو بعدی،موشن گرافیک،ساخت جلوه های ویژه به صورت حرفه ای،تدوین حرفه ای،مدل سازی ساختمان و ... علاقمند به کارهای هنری،مطالعات تاریخی،سیاسی و مذهبی،فلسفه و منطق،مستند سازی و... عَبدٌ مِن عِبادِالله...!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن